تبليغاتX
«آدمی، دانش و اندیشه» - ما می خندیم
«پوست گردو» NUTSHELL.IR

بسیار هنوز می بینم افرادی که کسی را که به مطالعه ی فلسفه می پردازند کمی با دید تردید و گاه تحقیر نگاه می کنند. گویا افراد زیادی اندیشه ستیز شده اند. مردم نمی توانند بپذیرند تفکر جدید و غریب را و توانایی مواجه شدن با شهود هایی که در زندگی با آن مواجه هستند را هرگز ندارند. از طرف دیگر هم بین افرادی که می اندیشند و به فلسفه می پردازند بسیار می بینم غرور خاصی که در آن ها وجود دارد و خود را بسیار خاص تلقی می کنند گویی تافته ی جدا بافته ای هستند. آنان عام را با دید تمسخر می نگرند. جالب آن که این افراد گاهی توانایی دیدن از دریچه ی چشمان دیگری را ندارند. گویی بیان این که می اندیشم نوعی مد شده است برای نشان دادن منیت. عده ای هم به خوبی حرف های زیبا می زنند و زیبا مسائل را دسته بندی می کنند اما در زندگی وا مانده اند این افراد با صحبت ها و رفتارهایشان اطرافیان را آزار می دهند.

بس است که آرام و آسوده پیش برویم. گر از عریانی در هراسیم باید عریان در بلندایی بین جمع رویم. انسان شدن سخت است و این سختی گاه تماما سختی مسیر نیست بلکه گاه بیش از مسیر، سختی، آن لحظه است. درست است که مسیر ناهمواری جلوی روی داریم اما گاه سختی دیدن این راه ناهموار دشوارتر از طی کردن بخش هایی از آن است.

+ نوشته شده در  87/10/18   توسط امین حمزه ئیان  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin