امین حمزه ئیان
کم تر از نیمی از ستارگان آسمان تمام عمر خود را تنها می گذرانند اما بیش تر ستارگان به صورت ستارگانی دوتایی یا چندتایی هستند که تشکیل یک منظومه ی ستاره ای را می دهند. وقتی به ستارگان نگاه می کنیم ممکن است دو ستاره را نزدیک به هم ببینیم؛ این دو ستاره یا به صورت حقیقی نزدیک به هم هستند و دور هم می گردند یا به صورت منفرد هستند و تنها به دلیل این که از نقطه ی دید ما در یک جهت قرار گرفته اند به گونه ای دوتایی دیده شود که در اصل دوتایی نیستد که به آن ها دوتایی های اپتیکی یا ظاهری می گویند اما ستارگانی که واقعا به دور هم می چرخند و نزدیک به هم هستند را ستارگان دوتایی حقیقی می نامیم.
ستاره های دوتایی حقیقی را می شود با تلسکوپی خوب که قدرت تفکیک بالایی دارند تشخیص داد و گردششان را که به صورت متناوب است مشاهده کرد. اما اگر این ستارگان آنچنان به هم نزدیک باشند که با وسائل اپتیکی نوری نتوان تشخیص داد، می توان از روی اثر دوپلر تشخیص داد و روش دیگر آن است که از آن ستاره ها یک طیف بگیریم و با توجه به خطوط طیفی ببینیم که آیا این طیف برای یک ستاره است یا بیش تر از یک ستاره. به این گونه ستاره ها ی دوتایی یا چندتایی طیفی می گویند و این نام نشان دهنده ی روش رصدشان است.
اما منظومه های چندتایی دیگری هم هستند که به نام منظومه های نجومی نام برده می شوند و در واقع این ستارگان را ما از اثر گرانشی ای که نسبت به هم دارند تشخیص می دهیم زیرا زمانی که مثلا دو ستاره به دور هم می گردند، حرکت موج مانندی دارند که نشان دهنده ی عاملی با گرانش زیاد در اطراف آن ها است. به این گونه ستاره ها هم منظومه های ستاره ای نجومی می گویند.
ستاره های منظومه های چندتایی به دور هم می گردند. اگر مثلا دو ستاره ی یک منظومه ی مزدوج ستاره ای طوری به دور هم بگردند که از دید ناظری که روی زمین است، از جلوی یک دیگر بگذرند و گرفت تشکیل دهند، می گوییم ستارهای این منظومه ی چند تایی گرفتی هستند. این ستارگان می توانند به صورت گرفت کلی باشند که یعنی یکی از این ستارگان از دید ما جلوی ستاره ی دیگر می یاید و گاهی پشت آن پنهان می شود. اما گاهی از دید ناظر زمینی این ستارگان به صورت کامل هم دیگر را پنهان نمی کنند. در واقع زاویه ی آن ها نسبت به ما طوری قرار گرفته است که زمان گردش، تنها بخشی از هم را پنهان می کنند و متناوبا دوباره رو به روی هم قرار می گیرند، به این گونه مزدوج ها، مزدوج ها ی گرفتی جزئی می گویند.
در بعضی از ستاره های دوتایی ممکن است ستاره ها آن چنان به هم نزدیک باشند که با هم ماده تبادل کنند. یعنی مثلا ممکن است ستاره ای بزرگ که به دور ستاره ای کوچک تر و کم چگال تر می گردد ماده های سطح ستاره ی کوچک تر را به خود جذب کند در این صورت می گوییم این دو ستاره مزدوج های تماسی یا نزدیک هستند.
گاهی ممکن است در مزدوج های تماسی، یک ستاره به دور یک سیاه چاله و یا یک کوتوله سفید یا یک ستاره نوترونی بچرخد که که در این صورت پرتوهای ایکس و گاما تولید می کنند و ما از این پرتوها متوجه جرمی دوم در اطراف ستاره می شویم.
در مورد چگونگی پیدایش ستارهای دوتایی نظریه های مختلفی وجود دارد.
یک نظریه ی می گوید که ستاره ای بوده است و بعد به دلیل گردش زیاد، ماده ی بیش تر در استوای ستاره جمع شده است و بعد به فضا پراکنده شده است و ستاره ای دیگر را به وجود آورده است. این نظریه بسیار بعید است زیرا هم باید سرعت ستاره ی اولیه خیلی زیاد باشد و هم جرم زیادی از ستاره خارج شود که بسیار نا محتمل است.
نظریه ای دیگر می گوید ممکن است دو ستاره از کنار هم می گذشتند که گرفتار میدان گرانشی هم می شوند و به دور هم می چرخند. این نظریه بسیار نامحتمل است که در فضای بسیار زیاد دو ستاره آن چنان به هم نزدیک شوند که هم دیگر را در دام بیندازند.
اما نظریه ای که امروز قبول داریم و بسیاری از شواهد هم آن را تصدیق کرده است به ما می گوید که دو ستاره از یک سحابی تشکیل شده اند و از همان اول در هنگام تشکیل به دور هم می چرخیدند.