تبليغاتX
«آدمی، دانش و اندیشه» - نقدی بر نظریه ی شعور و معرفت شناسی کوانتومی (1)
«پوست گردو» NUTSHELL.IR

سه بخش مقاله ای با عنوان نظریه ی شعور - معرفت شناسی کوانتومی را در لینکی به آدرس زیر قرار دادیم:

 

http://falsafeandishe.blogfa.com/page/1.aspx

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امین حمزه ئیان

 

مقدمه ای بر نقد نظریه ی شعور و معرفت شناسی کوانتومی

 

 

آيا اساسا شناخت چيزي ممكن است؟ اگر چيزي را مي شناسيم از كجا بدانيم كه آنرا مي شناسيم و از كجا بدانيم كه آنرا همانطور كه واقعا هست مي شناسيم؟ آيا يقين به چيزي ممكن است و يا اينكه همه شناختهاي ما چيزي بيش از حدس و گمان نيست؟ چگونه مي توان به شناخت صحيح رسيد؟ آيا عقل همه چيز را مي تواند درك كند و يا اينكه بعضي چيزها هستند كه خارج از دسترس عقل مي باشند؟

 

این گونه سوالات، نمونه ای از سوالاتیست بنیادی که در فلسفه ی معرفت شناسی به دنبال پاسخ برایشان می گردیم. اما اگر این تیپ سوالات را با تکیه بر نظریات فیزیک کوانتوم و البته آن چه اکنون مشاهده می شود، تنها تکیه بر نظرات به ظاهر فلسفی و روان شناسی کوانتومی که به وسیله ی شبه فیلسوفان و روان شناسان گسترش زیادی پیدا کرده است، به دنبال جواب برایشان بگردیم، نتیجه می شود، معرفت شناسی کوانتومی.

 

در این گونه نگرش نظریاتی علمی مطرح می شود که کاملا جنبه ی فلسفی دارند(و نه علمی). به عنوان مثال می توانیم از جنبه ی معرفت شناسی کوانتومی پدیده ی تله پاتی را این گونه توجیه کنیم که پیام های مغز ما در بسته های کوچکی به نام کوانتا و از طریق کرم چاله ها در فضا - زمان جا به جا می شوند و به این طریق ذهن دیگری آن ها دریافت می کند و موجب آگاهی از افکاری دیگر می شود.

 

اما سوال مهم این است که ما تا چه اندازه می توانیم به این گونه پاسخ ها اعتماد کنیم؟

پاسخ هایی این چنین تنها برداشت هایی ذهنی- فلسفی هستند که با استفاده از توضیحات و پیامد هایی که از فیزیک کوانتوم می آیند، نتیجه می شوند. اکثرا این پاسخ ها تنها زبانی بوده و هیچ اثبات علمی ای ندارد. اگر چه از فرمول های فیزیکی گرفته شده اند.

 

در این بخش بیش تر می خواهم تمرکز خود را بر روی مسائلی بگذارم که در بین بیش تر مردم این گونه پاسخ یافته اند. اصولا پیش رفت علم جدای از جلو بردن بشر در آگاهی از اطراف، گاهی بیش از آن آگاهی اولیه، در بخش هایی عام به انحراف کشیده می شود. و این اتفاقی است که به وسیله ی درک عمومی از فیزیک کوانتوم، امروز سعی بر پاسخ دادن به سوالاتی دارد که بیش ترشان از لحاظ علمی سال هاست که جواب یافته اند. شناختن پدیده های جهان و آگاهی از آن ها مستلزم روشی علمی و دقیق است که در هر موقعیتی بتواند جواب گوی ما باشد.

 

امروز خلاف آن چه که عموم می انگارند فیزیک از متافیزیک جلو تر است. روزی رعد و برق و باران و روزی دیگر گردش ستارگان و حیات و گرانش جزو متافیزیک بودند و به همین ترتیب روزی پیدایش کهکشان و خوشه های کهکشانی و در آخر کل کیهان، در این مسیر قرار داشتند. اما پیش رفت علم موجب شد که هر کدام از این موضوعات با تمام جزئیات، کم کم به قلمروی فیزیک وارد شوند. اما در دنیای امروز گاهی با وجود چنین گسترشی، عام به دلیل درک نکردن علل علمی آن به سوی یافتن عللی متافیزیکی و البته عجیب و غریب و به دور از نگاه منطقی علم امروزی می روند.

 

قسمتی بسیار بنیادین که معمولا در معرفت شناسی کوانتومی روی آن تاکید می شود، تاثیر ذهن بر ماده می باشد. و عموما گفته می شود که جهان بدون تفکر وجود ندارد. در این گونه نگرش، اشیای جهان مادی را ساخته شده از اتم ها می دانند و بیان می کنند که اتم ها مثلا در یک مداد محدوده ای خاص ندارند و اگر ما به آن اتم ها که با هم تشکیل مداد را می دهند نیندیشیم، اتم های سازنده ی آن مداد محدوده ای نا معین خواهند داشت و این چنین خود مداد بدون محدوده می شود. بدین ترتیب بیان می دارند که جهان مادی بدون وجود ما وجود نخواهد داشت و آن زمان که ما جهان را ببینیم و تفکر کنیم این جهان به وجود خواهد آمد. معمولا گفته می شود که ده میلیارد سال طول می کشد که محدوده ی جسمی که ما در مورد آن تفکر نمی کنیم، نامعین شود.

 

دانشمندان و فیلسوفان و روانشناسان و به طور کلی کسانی که معمولا پدیده های موجود در جهان را با چنین گفته هایی توجیه می کنند و با وجود دلایلی علمی بر غلط بودن طرح ها و فرضیه هایشان، آنان را همواره آن گونه که ساده می خواهند می پذیرند، سودازده یا شبه دانشمند و کارهای آنان را شبه علم می نامند.

 

به صورت بسیار خلاصه می توان گفت عناوین علایم شبه علم به قرار زیر است:

تفکر بی موقع، در جست و جوی معماها، توسل به اسطوره، برخورد هرچه پیش آمد خوش آمد با شواهد، فرضیات ابطال ناپذیر، استدلال مبنی بر شباهت بدلی، توجیه به کمک سناریو، پژوهش به کمک تفسیر کتب، خودداری از تجدید نظر بعد از انتقاد.

اگر به دقت نگاه کنیم متوجه می شویم افرادی که گاه به سوی شناخت جهان با استفاده از فیزیک کوانتوم به صورت شبه علم می روند، علایم بالا را دارا هستند.

+ نوشته شده در  87/05/18   توسط امین حمزه ئیان  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin