تبليغاتX
«آدمی، دانش و اندیشه» - تهوع
«پوست گردو» NUTSHELL.IR

امین حمزه ئیان

 

آدم، تهوع . حیوان انسان نما

شاید میلیون ها کیلومتر آن طرف تر باشند شاید هم نباشند و روزگاری می زیستند یا خواهند زیست. مهم آن است که وجودی این چنین، صحت دارد.

 

تناقضات درونی چقدر زیاد مشاهده می شود. آری درست و با صداقت صحبت می کنند مهربانند و عالی اما حیوان. حیوان از آن روی که نمی دانند صداقت و محبتی که می کنند و سخن هایی که می رانند چیست. عشق می ورزند، جدا عشق می ورزند از ته قلبی که برای آدمی می خوانندش، واقعا بعضی انسان ها خوب هستند اما باور دارم که انسان بودنشان ظاهر است و هیچ باطنی ندارند. ممکن است بی هیچ دلبستگی ای عده ای را از مرگ نجات دهند اما حیوانند.

 

چرا؟ چون هر عملی که انجام می دهند یا نمی دهند، غریزه است. کارها مخصوص انسان هاست اما دلایل انجام، انسانی نیست. همین و بس. آن قسمت زیباست و قشنگ اما از روی اندیشه نیست. عادت و غریزه و تربیت و هزاران مورد جبری دیگر. جبر است نه اختیار. به همین دلیل است که آن ارزش والای انسانی را برایشان قائل نیستم. اما قدر نشناس هم نیستم. دستتان درد نکند.

 

بگذریم از بیماری خودشیفتگی و نمایشگری های خودمان که دلیل انجام بسیاری از کارهایمان هستند. و این هنگام است که آن دروغ بزرگ درونی شکل می گیرد که بنده به خاطر نمایشگری یا خود شیفتگی فلان کار را انجام نداده ام.آخر سر روزی باورمان می شود. این موضوع خوب و عالی است، اما این باور برای آدمیت است؟

 

 

بنشینید تنها سکوت کنید و ببینید سخن های زیبا حتی عمل های زیبا را، اما صبر کنید تا تناقض نمایان شود آن گاه متوجه سخنم می شوید. نه این جا و نه آن جا بلکه همه جا این چنین است انتظاری هم نیست. اما ضربه هایی که از این گونه ادعا ها و سخن ها به انسان ناشی و تازه کار وارد می شود کم نیست.

 

باید تحمل کرد تا پخته شد و به آن تنهایی ژرف انسانی رسید. جالب آن است که این دیوانگان آنان را دیوانه می پندارند. طوفان خنده ها.

 

                              تهوع آدم

 

 

شنبه تا جمعه. بالاخره روزی می رسد که کسی از خود می پرسد "چرا؟".  اگر آدم باشد بالا می رود. حیف که این گونه ها کم یابند. اگر هم باشند تنهایند زیرا کم یابند.

اما شاید میلیون ها کیلومتر آن طرف تر باشند شاید هم نباشند و روزگاری می زیستند یا خواهند زیست. مهم آن است که وجودی این چنین صحت دارد.

 

 

+ نوشته شده در  87/04/27   توسط امین حمزه ئیان  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin