تبليغاتX
«آدمی، دانش و اندیشه» - رو س-پی، ( آری؟ یا خیر؟ )؟! (3)
«پوست گردو» NUTSHELL.IR

امین حمزه ئیان

 

از قسمت قبل(2) دو چیز بسیار مهم روشن شد و آن تفاوت بین ارتباط با رو س-پی و شریک ج ن س ی ی موقت بود. و متوجه شدیم که این امر یک نیاز طبیعی برای بدن است مانند خوردن و آشامیدن که باید ارضا شود. و در این راستا روش هایی را بررسی کردیم. اگر به افراد اطراف خود نگاهی بیندازیم به راحتی متوجه می شویم که ما ایرانیان چقدر از فقر ج ن س ی در عذاب هستیم به طوری که مستقیم بر زندگی ما تاثیر گذاشته است و ما را پر از عقده های مختلف ج ن س ی و روانی کرده است. ما باید باز اندیشی کنیم باید سنت ها را از نو بررسی کنیم. سم زندگی ما ایرانیان عادت است، عادت به این که هر چه به ما آموخته شده را قبول می کنیم و خود هیچ نمی اندیشیم. باید قوی بود که مقابل خود ایستاد و درون را خراب کرد و از نو ساخت. کاریست بسیار سخت. اما می ارزد زیرا آن گاه است که بسیاری از چرا ها را پاسخ داده ایم و می دانیم چه می خواهیم و باید چه کنیم. البته همیشه باید مراقب چیزهای دیگر هم بود شاید شما روشن بیندیشید اما طرفتان طوری دیگر، پس باید بسیار آگاه بود. این ها همه زندگی ما را می سازند. پس بیایید کمی باز اندیشی کنیم. تا از جبری که تمام مردم در آنند خارج شویم.

 

حال به موضوع اصلی خود باز می گردیم.

می خواهم نیم نگاهی بسیار کوچک به روابط در امریکا و اروپا بیندازم. مطلبی که همیشه از افکار ایرانیان مشاهده کردم این بوده است که غرب به سوی ضد اخلاق می رود. این جمله را بارها از مردم شنیده ام و بسیار افسوس خرده ام از ناآگاهی آنان زیرا رسانه ها و سنت های ما اجازه ی دیدن افکار تازه و نو را نمی دهند. جالب این جا است که زمانی که توضیح می دهم هرگز حاضر به تغییر عقاید خود نیستند.

 

اما آن چیزی که من با تحقیق به دلیل شرایط خاص زندگیم توانستم از روابط ج ن س ی در غرب متوجه بشوم این بود که روابط همگی از درجه ای بالا از انسانیت بود نه لاابالی گری و الواتی و هوس رانی. البته من در مورد اکثر جامعه نظر می دهم به اغلیت اکنون کاری ندارم. ارزش ها آن جا انسانی است روابط انسانی است. بدون دروغ، بدون مخفی کاری، رک، ساده، زیبا و... فکر می کنم تا همین جا توضیح دادن از روابط غرب کافی باشد البته بنده جنبه های دیگر روابط در غرب را هم بررسی کردم اما واقعا کم است و اگر هست بدون ضرر و با روندی کاملا منطقی. به جز استثنا هایی که واقعا کم دیدم.

آنان سخت رابطه می گیرند اما بسیار رو راست هستند اما ما بسیار آسان و تنها با یک سوت زدن صد ها دوست(اگر بشود نامش را دوست نهاد) پیدا می کنیم که در هیچ کدام هیچ صداقتی و انسانیتی نیست.

 

چیزی که من متوجه شدم ایرانیان، روابط غرب را ضد اخلاقی می دانند.

اما بنده سوالی دارم اخلاق چیست؟ و شما قواعد اخلاقیتان را از چه چیزی بدست می آورید؟

برایم این گونه این سوال را پاسخ دادند:

اخلاق مجموعه صفات و خلق و خوی ماست. و قواعدمان را بیش تر از دین می گریم.

در این هنگام سوالی می پرسم(با فرض این که خدا وجود دارد): می گویم قواعد اخلاقی را از دین می گیرید یعنی در واقع از خدا؟

می گویند آری

در این هنگام این گونه استدلال می کنم. پس اگر دروغ بد است به خاطر این است که خدا آن را بد می داند پس اگر خدا دروغ را خوب می پنداشت آیا دروغ خوب بود؟

می گویند: خداوند مطلقا خوب است و هیچ گاه چیز بدی را نمی پذیرد.

می گویم: خوب پس نتیجه می گیرم که دروغ فی نفسه بد است و ربطی به انتخاب خدا ندارد. پس قواعد اخلاقی را خدا تعیین نمی کند. و خوب و بد فی نفسه خوب و بد هستند.

 

در این هنگام جوابی کامل نمی گیرم و بقیه سفسفطه است و بس.

گروهی استدلال دیگری می کنند باز هم در آن جا به مشکل بر می خوریم.

 

اشاره نکردم که اخلاق را بنده چگونه توضیح می دهم زیرا دوست ندارم نظرم را بگویم چون بسیار جنجال بر انگیز می شود.

در مورد فلسفه اخلاق متنی را در این وبلاگ نوشتم و یکی از مکتب های اخلاقی را هم به نام نسبی نگری فرهنگی توضیح دادم. می توانید با جستجو در قسمت اندیشه و فلسفه آن را بیابید و مطالعه کنید.

 

حال می خواهم به موضوع دیگری اشاره کنم.

می گویند در دبستان به آن ها تمام جزییات بدنی و ج ن س ی ی زن و مرد را آموزش می دهند و این یعنی ضد اخلاق و بسیار نا پسند است.

 

اول باید بگویم که کتاب های راهنمایی آلمان را در این رابطه مطالعه کرده ام.

می گویم: ما که در راهنمایی آموزش نمی دهیم و به ظاهر کار اخلاقی می کنیم پس چرا وضعیت جامعه این چنین است؟

 

پاسخی وجود ندارد زیرا یا از وضعیت خبر ندارد و یا اگر خبر داشته باشد بی منطق توجیه می کنند زیرا هیچ گاه واقعیت را نپذیرفته اند و نمی خواهند ببینند. آنها مانند موش کور هستند که در اعماق زمین زندگی می کنند.

 

سوالاتی ماند که قرار بود پاسخ دهم اما اکنون از آن ها صرف نظر می کنم زیرا از دیدگاه فلسفی خارج شده و بیش تر جنبه ی پزشکی پیدا می کند. اگر هیچ کدام از این روش ها کار ساز نبود و اگر طالب بدست آوردن اطلاعات بیش تری چه فلسفی و چه پزشکی هستید و یا روش های علمی آ م ی ز ش و... را می خواهید، می توانید به بنده میل بزنید تا در حد توانم شما را یاری کنم و کسانی را معرفی کنم که متخصص در این راستا هستند.

مثلا ممکن است کسی توان برقراری هیچ گونه رابطه ای را نداشته باشد آنگاه باید چه کند؟

این گونه سوالات را بگذارید متخصص جواب دهد زیرا مطمئنا بهتر و کامل تر از من پاسخ خواهد داد. شاید این گونه پرسش ها را به صورت کاملا علمی و ساده نوشتم و در وبلاگ گذاشتم. اما فعلا قصد این کار را ندارم.

 

 

اما انسانیت را هیچ گاه فراموش نکنید و آن را برای خود تعریف کنید و از دروغ و امثال این ها که جامعه را به فساد کشیده است بپرهیزید زیرا این ها با انسانیت در تضادند و بیایید با آگاهی و از روی عقل روابط و دوستانمان را انتخاب کنیم. یادتان نرود که ما انسان هستیم و دارای قدرت اندیشیدن که اگر روش اندیشدن را بدانیم برای کل تصمیمات زندگیمان کافی است. و بیایید سنت های دیرینه ی خود را بشکنیم که جز اندوه و عقب ماندی هیچ سودی برایمان ندارد. یادمان باشد که انسان آزاد است. پس چه نیکوست که از این آزادی با اندیشه ی صحیح استفاده کنیم.

+ نوشته شده در  87/03/08   توسط امین حمزه ئیان  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin