امین حمزه ئیان
در قسمت قبل تعدادی استدلال را آوردم که می توان با استفاده از آن ها نتیجه ی صحیح را گرفت. با توجه به استدلال های قبلی شخصی تن به رابطه می دهد یا نمی دهد. شاید عده ای برای خود استدلال هایی داشته باشند که آن ها را در جایگاه ارزش گذاشته باشند و بر اساس آن ها نتیجه گیری کنند.
اما در این قسمت طوری دیگر می خواهم بحث را ادامه بدهم.
همه ما انسان ها یکی از نیاز های اصلیمان نیاز به ارتباط با جنس مخالف است و عمدتا نیاز به رابطه ی ج ن س ی هم داریم زیرا اگر نداشته باشیم آن گاه عشقمان عشق افلاطونی است و اکنون این گونه عشق ها تفریبا وجود ندارد. اما در بین بعضی از دخترانمان یافت می شود که آن هم دلایل روانی دارد که باید درمان شود.
انسان وقتی به سن بلوغ می رسد و به یک سطح آگاهی خوب، باید به دور از سنت ها برای خود تصمیم بگیرد و اگر بخواهیم بدون سنت های غلط و دست و پاگیر صحبت کنیم باید بگویم که ارتباط ج ن س ی داشتن از حدود سن بیست سالگی به بعد می تواند بسیار سازنده و عالی باشد زیرا این احساس یک احساس بسیار طبیعی و عادی است.
اما معمولا سوال پیش می آید که چگونه باید این تمایل را ارضا کنیم.
آیا باید با تن دادن به کسانی که کارشان این است این میل را ارضا کنیم؟
آیا باید شریک ج ن س ی موقت داشته باشیم؟
در این جا سوال بسیار مهمی پیش می آید که تفاوت مورد اولی با دومی چیست؟
برای مورد اول که ارتباط با رو س-پی ها است باید ببینیم این کار به چه قیمتی برایمان تمام می شود. در این مورد در قسمت قبل توضیح دادم. ممکن است در ارتباط داشتن با رو س-پی ها ما احساس خوشایندی داشته باشیم اما باید دور اندیش بود و توجه کرد که ممکن است جمع این احساس های خوب، احساسی ناخوشایند باشد و ما را دچار مشکلات روانی کند. در این زمان است که یا معتاد به س ک س می شویم که یک روند روانشناختی دارد و مانند دارو های اعتیاد آورد باید به ما برسد. یا در بعضی از موارد تعادل روانی و جسمی خود را آشفته میابیم یا دچار اختلالات شخصیتی می شویم و موارد بسیار دیگر.
اگر آگاه باشیم به دنبال شریک ج ن س ی ی موقت می رویم.
شریک ج ن س ی ی موقت مسئله اش با رو س-پی ها بسیار متفاوت است. در شریک ج ن س ی ی موقت ما شخصی را داریم که با ما دوست است و عقاید و افکار حدودا یکسانی داریم و شاید با هم فعالیت های بسیار زیاد در زمینه های علمی و فرهنگی بکنیم و کلا به معنای واقعی دو دوست خوب برای هم باشیم. در این صورت اگر هر دوی ما موافق باشیم می توانیم با شناخت و آگاهی ای که از هم داریم لحظات زیبایی را کنار هم بگذرانیم.
در ارتباط با رو س-پی ها ما تنها غریزه ی خود را ارضا کرده ایم. و به همین دلیل بعد از یک یا دو روز باز احتیاج به یک رابطه ی دیگر داریم. اما در شراکت ج ن س ی ی موقت ما رابطه ای با جنبه های انسانی داریم که نه تنها باعث ارضای میل جنسی شده بلکه مقصد و شناخت و آزادی و آرامش هم داده است. در این گونه رابطه ما می دانیم چه می خواهیم، هم دیگر را خوب می شناسیم، و بعد از رابطه احساس خوشایندی داریم زیرا مقصد را از قبل مشخص کرده ایم و کاملا آگاه هستیم که به چه دلیل تن به این رابطه داده ایم.
در این مورد مثالی می زنم که تجربه کرده ام و بسیار برایم کار ساز بوده است.
با دو نفر پسر آشنا بودم. یکی از آن ها به صورت بسیار زیاد ارتباط با رو س-پی ها داشت به طوری که برای صحبت کردن با من موبایلش را خاموش می کرد زیرا تماس های زیادی بهش می کردند.
دومی پسری بود با شخصیتی خوب و متین که رابطه ای خاص نداشت.
زمانی که با پسر اولی در خیابان راه می رفتم تمام وقت نگاهش به دختران دیگر بود و برایم در مورشان صحبت می کرد. بنده هم تمام این گونه صحبت ها را آنالیز می کردم و سعی می کردم به خاطر بسپرم.
اما روزی پسر دومی پیش من آمد و از رابطه ای با دختری که مدت ها بود آن را می شناخت خبر داد و گفت با هم دوست شده ایم و هر چند وقت یک بار هم دیگر را ملاقات می کنیم و بسیاری از موقعیت ها کمکم می کند. اول از همه با شناختی که از او داشتم بسیار خوشحال شدم و تبریک گفتم. و بعد گفتم این گونه صحبت ها را به هیچ کس نباید گفت زیرا مردم هنوز برایشان چنین رابطه هایی جا افتاده نیست.
اکنون می خواهم دو شخص بالا را با هم مقایسه کنم.
با دقتی که کردم متوجه شدم شخص اولی با این که تعداد بسیار زیادی رابطه دارد باز هم گویا ارضا نشده است. این را از نگاه ها و صحبت هایش در خیابان و خلوت متوجه شدم.
اما دومی دیگر توجهی به دیگران نداشت. بسیار آرام تر شده بود و هیچ گونه نگاه و یا صحبت بی جایی در این رابطه نمی کرد بلکه با آرامش بیش تر درس می خواند و تفکرات ج ن س ی مزاحم او نمی شد.
از صحبت بالا متوجه می شویم که چیزی در رابطه ی شخص دومی وجود داشته که در رابطه های شخص اولی هیچ گاه نبوده است.
رابطه ای که شخص دوم داشت را می توان به نیک شریک ج ن س ی ی موقت نامید. از صحبت های بالا می توانیم نتیجه بگیریم که ارضا بدون داشتن مقصد یا چیزی خاص تنها جسمی است و کاری به روان ندارد. به همین خاطر بعد از مدتی به دنبال شخص دیگری می رویم و این کار متناوبا تکرار می شود. این یعنی تنها ارضای جسمی و ارضای روانی ای در کار نیست.
حال باید به دنبال آن چیزی برویم که چنین تمایزی را در رابطه ها به وجود می آورد. آن چیز دقیقا یک مقصد و یک آگاهی از عملی است که می خواهیم انجام دهیم. یا به طور کامل تر می توان گفت رابطه ی ج ن س ی تنها ارضای بدنی نیست بلکه اگر بخواهیم به صورت صحیح و علمی و منطقی آن را انجام بدهیم جدای از ارضای جسمی باید به دنبال ارضای روانی و بسیاری از موارد ریز تر هم باشیم و این موردیست که در شراکت ج ن س ی ی موقت وجود دارد. و هیچ گاه در ارتباط با رو س-پی ها وجود نخواهد داشت.
این مطلب ادامه دارد...