
امین حمزه ئیان
در نکوهش آنچه بیگانه از همه چیز تنها خود خواستنی است:
و یگانه آرام بخش آدمیت به فریاد انسانیت آمد. یادی که غلیان آرامش را در دل آشوبناک درد جاری می کرد. فراموشی را، ارمغان می آورد و آسودگی را بر جان سنگسار شده هدیه می کرد. و درد های دیدن را می آرامد در دل آن آدمیانی که یگانه بودن را لحظه هایی طاقت فرسا است بر دوش های خسته یشان می کشند. آنچه غم ها را در خود به کلی ذوب می کند و چهره های گریان و خندان را بی تفاوت!
لحظه ی زیبای کنده شدن. لحظه ی رهایی ی فراموشی ها. و درود دوباره ی مرگ. اندیشه و اکنون گام برداشتن بدان سوی. و حال یگانه آرام بخش آدمیت به فریاد انسانیت شتافته است.