ناسا که در سالهای بعد تبدیل به قطب فعالیتهای فضایی سرنشیندار شد و توانست 40 سال پیش با فتح ماه گام بزرگی از نظر صنایع و فناوری فضایی بردارد، درباره حضور زنان در فضا بسیار سختگیرتر بود. از زمانی که آلن شپرد به عنوان اولین فضانورد آمریکایی به مدار زمین رفت تا زمانی که سالی راید به عنوان اولین زن فضانورد آمریکایی از مرزهای زمین گذشت 22 سال فاصله بود.
زنان آمریکایی در این مدت تلاشهای زیادی را به انجام رساندند تا ناسا و دولت را متقاعد کنند درهای برنامههای فضایی خود را به روی ایشان بگشاید. یکی از اولین زنانی که وارد برنامه فضایی ناسا شد، دکتر مارگارت رها سدون بود.
او در سال 1947 در ایالت تنسی به دنیا آمده بود و زمانی که نخستین ماهواره و انسان به فضا رفتند آنقدر بزرگ بود که اهمیت این رویداد را درک کند و از همان زمان رویای سفر به فضا را در سر داشت.
او در رشته پزشکی تحصیل کرد و در سال 1978 توانست وارد برنامه فضایی ناسا شود و در رده اولین گروه زنان پذیرفته شده در این برنامه در کنار سالی راید و 4 زن دیگر قرار گرفت. او 3 بار با شاتلهای فضایی دیسکاوری و کلمبیا به فضا رفت و در مجموع بیش از 30 روز را در فضا سپری کرده است.
در گفتگویی که در پی میخوانید، دکتر سدون از چگونگی راه یافتن خود و زنان به برنامه پروازهای سرنشیندار ناسا و لحظات ماندگار سفر به فضا صحبت میکند.
ذکر این نکته ضروری است که این گفتگو با همکاری صمیمانه بروس مک اندلس، فضانورد برجسته ناسا امکانپذیر شد.
امین حمزه ئیان
www.Nutshell.ir
شبانگاه در زیر آسمان شب یکی از دل انگیزترین صحنه هایی که می تواند ما را غرق تماشا کند، شهاب ها هستند که ردی همانند تیر درخشان در آسمان بر جای می گذارند. احتمالاً تماشای شهاب ها یکی از مهم ترین پدیده هایی است که موجب خاطراتی خوش در ذهن های ما و پدران مان از ماندن در زیر گنبد آسمان شب شده است. هرچند امروزه دیگر در کلانشهرها نمی توان همانند گذشته تعداد بی شماری شهاب را در آسمان شب شمارش و با دیدن هر رد درخشان آرزویی در دل کرد. امروزه آلودگی نوری موجود که از عدم استفاده صحیح انرژی و همچنین دقت نکردن در چگونگی استفاده از صنایع نوری و نصب آنها ناشی می شود، موجب از بین رفتن این شادمانی زیبا در شب های شهرهای کشورهای مختلف از جمله کشور ما شده است.
در گذشته های خیلی دور که مردمان باستان روی زمینی پاک زندگی می کردند رد شهاب ها آنان را هم محو خود کرده بود. آنان فکر می کردند این خط های درخشان ستارگانی هستند که روی زمین سقوط می کنند. در برخی از داستان های کهن هم این اندیشه وجود داشته است که رد شهاب ها در واقع تیرهایی هستند که فرشتگان برای محافظت از زمین به سوی دشمنان و اهریمنانی که قصد دارند روی زمین بیایند، پرتاب می کنند. اما افسوس که گویی امروز اهریمنان به زمین راه یافته اند و دیگر نشانی از فرشتگان محافظ نیست.
اما این شهاب های شکوه بخش آسمان شب واقعاً چه هستند و از کجا می آیند؟ زمانی که از سطح زمین بالا می رویم همچنان تراکم جو با ارتفاع گرفتن مان کمتر و رقیق تر می شود. تا جایی که می توان گفت حدوداً بعد از ارتفاع 100 کیلومتر مولکول های جو دیگر آن تراکم و غلظت بسیار محسوس را ندارند. حال فرض کنید جرمی کوچک در حد چند میلیمتر یا چند سانتیمتر وارد جو شود، در این هنگام اصطکاک موجود بین جو و آن جرم موجب داغ شدن آن و در نتیجه ذوب یا تبخیر شدنش می شود. در اصل ماجرای پدید آمدن ردهایی که ما آنها را به نام شهاب می شناسیم در آن ارتفاعات به این صورت است.
این ذرات که اینچنین وارد جو زمین می شوند و در ارتفاعات تبخیر می شوند و می سوزند منشاهای متفاوتی دارند. برخی از این ذرات و غبارهایی که به جو زمین وارد می شوند ناشی از ذرات به جا مانده از دنباله ستاره های دنباله داری هستند که در منظومه شمسی و اکثراً به دور خورشید در گردش اند. برخی دیگر از این تکه ها همزمان با تشکیل منظومه شمسی به وجود آمده اند و در کل منظومه پراکنده هستند. برخی دیگر تکه هایی هستند که از سیاره ها، اقمار یا سیارک ها در منظومه شمسی در اثر برخورد کنده شده و در فضای سرگردان رها شده اند، این تکه ها زمانی که از کنار سیاره یی همچون زمین می گذرند در دام گرانشی قوی افتاده و به سمت سطح سیاره سقوط می کنند و وارد جو می شوند.
به بیان علمی تر باید در خاطر داشته باشیم که رد موجود در آسمان را شهاب و آن جسمی که وارد جو می شود را شهاب واره می گویند. اگر شیئی که به اندازه کافی بزرگ و همچنین دارای جنسی غیریخی باشد، و وارد جو سیاره یی همچون زمین شود، ممکن است کاملاً نسوزد و بخشی از آن به سطح زمین برسد، در این صورت آن تکه را شهاب سنگ می نامیم. به این ترتیب این قطعات غیریخی که به زمین می رسند، جنسی از آهن یا سنگ یا سنگی- آهنی دارند.
رد شهابی که ما در آسمان شب می بینیم در واقع همان جو است که در اثر ورود جسمی به آن، انرژی گرفته و داغ شده و سپس نوری تولید می کند که چشم ما قادر به دیدنش است. پس می توان گفت رد درخشان تولیدشده از ورود جسمی به جو نه به خاطر سوختن آن جسم بلکه به خاطر داغ شدن جو موجود در پیرامون آن جسم است.
شهاب ها ممکن است نوری بسیار کم داشته باشند یا آنچنان با نوری زیاد در آسمان برای لحظاتی کوتاه درخشان شوند که ما بتوانیم سایه یی از خود را مشاهده کنیم. به شهاب های بسیار پرنور، آذرگوی می گویند. اگر شانس بیاورید در شب هایی به دور از آلودگی صوتی حتی ممکن است بتوانید صدایی از سوختن آذرگویی بزرگ را بشنوید،
شهاب سنگ ها برای ما بسیار اهمیت دارند زیرا بررسی ساختار آنها نشان دهنده ساختار منشاء آنها است. مانند شهاب سنگی که مثلاً از مریخ یا ماه روی زمین سقوط کرده است. برخی از شب ها برخلاف اکثر شب ها که در ساعت تنها چند شهاب را می بینیم ممکن است بتوانیم تا صدها یا هزاران شهاب را در یک ساعت مشاهده کنیم؛ به چنین اتفاقی بارش شهابی می گویند. برای نمونه یکی از شگفت انگیزترین بارش های شهابی در نوامبر سال 1833 میلادی اتفاق افتاد که می گویند در ساعت کمی بیشتر از 35 هزار شهاب را توانستند مشاهده کنند. بعدها متوجه شدند بارش های شهابی ناشی از ستاره های دنباله داری هستند که در منظومه شمسی وجود دارند.
امین حمزه ئیان
www.Nutshell.ir
مردمان باستان از مجموع هشت سیاره منظومه شمسی به غیر از زمین پنج سیاره دیگر را به راحتی در آسمان شب تشخیص داده بودند و نام آنان را به دلیل حرکتی که در پس زمینه ستارگان دارند، سیاره گذاشتند. آنان مشاهده کرده بودند عطارد و زهره در حوالی غروب یا طلوع خورشید قابل مشاهده هستند. آنان مریخ را با رنگی که مایل به سرخ است و همچنین مشتری و زحل را در آسمان شب تماشا و رصد کرده بودند. به این ترتیب تعداد سیاره های منظومه شمسی در آن زمان همراه با زمین به شش عدد می رسید. این تعداد همچنان پابرجا بود تا آنکه در 13 مارس سال 1781 میلادی شخصی به نام «ویلیام هرشل» به وسیله تلسکوپ بزرگی که خودش ساخته بود و در آن زمان تلسکوپ بزرگی محسوب می شد، شیئی غیرستاره یی را در میدان دید تلسکوپش یافت. او توان بزرگنمایی تلسکوپش را افزایش داد و مشاهده کرد با بزرگنمایی بیشتر آن جرم هم بزرگ تر می شود. این تنها می تواند برای جرمی نزدیک اتفاق بیفتد زیرا ستارگان آنچنان از ما دور هستند که هر قدر بزرگنمایی را افزایش دهیم تغییری در اندازه آنان به وجود نخواهد آمد. او همچنین طی چند شب متوالی این جرم را در آسمان شب رصد کرد و متوجه حرکت آن نسبت به زمینه ستارگان آسمان شد. دیگر تقریباً مشخص شده بود این جرم تنها می تواند یک سیاره باشد؛ سیاره یی جدید که امروز ما آن را به نام «اورانوس» می شناسیم.
حدود 65 سال بعد زمانی که اخترشناسان مدار سیاره اورانوس را بررسی می کردند، متوجه آشفتگی هایی ناشی از تاثیراتی خارجی روی مدار این سیاره شدند. آنان توسط قوانین «کپلر» و همچنین قوانین «نیوتن» توانستند محاسبه کنند چنین تنش های حرکتی در مدار «اورانوس» احتمالاً ناشی از یک جرم دیگر است. آنان توانستند محاسبه کنند جرم ناشناخته می تواند اکنون در چه موقعیتی قرار داشته باشد. این موضوع در 23 سپتامبر سال 1846 میلادی به واقعیت پیوست و شخصی به نام «یوهان گرتفید گاله» از رصدخانه برلین بر مبنای محاسبه های انجام شده توانست سیاره جدید را رصد و کشف کند. این سیاره جدید «نپتون» نامگذاری شد. به این ترتیب «نپتون» به عنوان هشتمین سیاره منظومه شمسی ما شناخته شد و به این ترتیب حرکت های غیرعادی که در مدار سیاره «اورانوس» وجود داشت، راهی برای کشف سیاره «نپتون» شد، همان طور که در گذشته بیان شد، چهار سیاره اول منظومه شمسی یعنی «عطارد»، «زهره»، «زمین» و «مریخ» جنسی جامد و تقریباً یکسان دارند و سطح همگی مانند سیاره زمین از سنگ و خاک تشکیل شده است. اما چهار سیاره آخر منظومه شمسی یعنی «مشتری»، «زحل»، «اورانوس» و «نپتون» از جنس گاز و مایع هستند. سیاره های «اورانوس» و «نپتون» تقریباً هم اندازه هستند و قطر هر دو سیاره کمی بیش از چهار برابر قطر زمین است. خورشید در فاصله یی که نسبت به این دو سیاره دارد، بسیار کوچک دیده می شود و به همین دلیل انرژی کمی از خورشید به آنها می رسد و همواره این سیاره های دوردست منظومه شمسی دمایی بسیار پایین دارند. سیاره «اورانوس» تقریباً 19 برابر و «نپتون» حدود 30 برابر فاصله زمین از خورشید، با خورشید فاصله دارد. انحراف زاویه مداری سیاره «اورانوس» نسبت به صفحه منظومه شمسی از تمام سیاره ها بیشتر است به صورتی که این زاویه برای «اورانوس» تقریباً 98 درجه است. به این ترتیب می توان گفت همیشه قطبین این سیاره است که به سمت خورشید قرار می گیرد. اگر بخواهیم دقیق تر به این موضوع نگاه کنیم متوجه می شویم 42 سال زمینی قطب شمال و 42 سال زمینی دیگر قطب جنوب «اورانوس» به سمت خورشید است. انحراف زاویه مداری سیاره «نپتون» هم 29.5 درجه است و به همین دلیل دارای فصل های گوناگونی شده است.
تا به حال برای «اورانوس» 27 قمر و برای «نپتون» 13 قمر طبیعی را در اطراف شان کشف کرده اند. ترکیبات این دو سیاره تقریباً شبیه هم بوده و هر دو آنها از تقریباً 84 درصد هیدروژن و مقداری هلیم و عناصر دیگر تشکیل شده اند و هر دو سیاره با رنگی مایل به آبی دیده می شوند.
سیاره «اورانوس» هر 30685 روز زمینی (معادل 84 سال زمینی) و سیاره «نپتون» هر 60189 روز زمینی (معادل 164 سال زمینی) یک بار به دور ستاره مرکزی منظومه شمسی یعنی خورشید می چرخد. شباهت دیگری که بین «اورانوس» و «نپتون» است، وجود زاویه میدان های مغناطیسی این دو سیاره از محور قطبین شان است که 47 درجه است.
بسیاری از اطلاعات دقیقی که اکنون از این دو سیاره به دست آمده است، توسط فضاپیمایی به نام «وویجر2» برایمان آشکار شده است. فضاپیمای «وویجر2» در سال 1986 میلادی از کنار «اورانوس» گذشت و سپس به سمت سیاره «نپتون» رفت. بررسی های این فضاپیما موجب آن شده است که اطلاعاتی دقیق از جو، حلقه ها، میدان مغناطیسی، اقمار، مواد تشکیل دهنده و غیره را از این سیاره ها به دست آوریم. «اورانوس» و «نپتون» هر دو دارای حلقه هایی هستند، اما این حلقه ها همانند حلقه های سیاره «زحل»، این عروس منظومه شمسی، نمایان نیستند بلکه بسیار نازک و گاهی مقطع هستند. بعضی از حلقه ها توسط فضاپیمای «وویجر2» و تعدادی دیگر توسط رصدها کشف شده، به این ترتیب در زمانی که سیاره در زمینه آسمان شب از مقابل ستاره یی گذر می کرد (پدیده اختفا) متوجه شده اند ستاره در نزدیکی سیاره گاهی چشمک می زند، به این ترتیب می توان با هر بار چشمک زدن ستاره وجود یک حلقه نازک را در اطراف آن حدس زد.
![]()
1- کتاب الکترونیکی "لمس و ماساژ" کتابی خوب است که برای دختران و پسران و همچنین هم جنس گرایان و دو جنس گرایان حتما مفید است. این کتاب دارای تصاویری می باشد که برای درک بهتر مطالب آورده شده است. معمولا به این مبحث قبل از برقراری رابطه بسیار کم اهمیت می دهند که این خود پیامد خوبی در بر ندارد و این روند مشکل ساز خواهد شد. در واقع اصطلاحا «عشق بازی» قبل از هر رابطه (حداقل 20 دقیقه) برای ایجاد آمادگی روانی و جسمی(هورمونی) لازم است.
2- کتاب الکترونیکی "یک صد و هفت پوزیشن" (در س .ک –س)، همانطور که از نامش مشخص است دارای عکس هایی در رابطه با حالت های مختلف همراه با توضیحاتی کوتاه می باشد. اهمیت حالت های مختلف (پوزیشن) و درصد لذت های گوناگون در مواقع مختلف کاملا مشخص است. مثلا شما در این کتاب حالت های زیادی از موقعیت های س- ک. س دهانی (Oral-s. e .x) را می بینید که خیلی از مردم به دلیل آن که فکر می کنند برخورد دهان با آلت تناسلی کاری کثیف است از این حالت اجتناب می کنند. در صورتی که اگر بخواهیم این گونه بیاندیشم جالب است بدانید در حالت عادی کثیف ترین نقطه بدن دهان انسان است و ارتباط دهان با دهان بیش ترین آلودگی را منتقل می کند.
---> صفحه دانلود کتاب های "یک صد و هفت پوزیشن" و "لمس و ماساژ"
آدرس مطلب دیگری که در این وبلاگ و در همین رابطه می باشد: http://nutshell.ir/post-69.aspx
در پی دیدگاه دوست عزیز آقای محمد حسین پورعباس، یکی از مترجمان کتاب دریچه ای به سوی کیهان نوشته استیون هاوکینگ که در مورد متن نوشته شده بنده در باب این کتاب به شرح زیر می باشد، بنده هم به نکته های در این راستا فکر کردم که در ادامه بیان خواهم نمود.
نظر آقای پور عباس:
با سلام دوست عزیز من پورعباس هستم یکی از مترجمان کتاب دریچه ای به سوی کیهانت× از اینکه وقت گذاشتید و کتاب را خوانده اید و بعد هم اینطور منصفانه نقد کرده اید! خیلی ممنون ! راستش در مورد جمله روی کتاب با عنوان شامل اخرین نظریات هاوکینگ در مورد کیهان کهکشانها و سیاهچاله ها ما این جمله رو فقط از روی کتاب اصلی ترجمه کردیم و از خودمان چیزی اضافه نکردیم! ضمن اینکه اگر کتاب را با دقت می خواندید و در جریان مقالات هاوکینگ می بودید می دیدید که دروغی هم گفته نشده بلکه خصوصا در بخش سیاهچاله ها و در مورد فرار اطلاعات از سیاهچاله ها و امکان بازیابی انها مطلب درست است. در مورد اشتباهات موجود در کتاب هم تقریبا همه اش تایپی و املایی است و بیشتر به ناشر برمی گردد تا ما حرف شما را می پذیرم و خودمان هم به دنبال اصلاح آنها هستیم . البته باور کنید ما آنقدر ها هم بی سواد نیستیم . بنده خودم دانشجوی کارشناسی ارشد اخترفیزیک دانشگاه غیرانتفاعی خیام مشهد هستم. و هر سه نفر مترجم هم مدرک کارشناسی زبان انگلیسی داریم! بله تعجب نکید حتی در مورد خود من! ضمن اینکه از انتقاد شما تشکر می کنم از شما می خواهم تا اگر مشکلی در کتاب می بینید آن را به آدرس وب سایت ما www.cosmology.ir و یا به ایمیل mh64poorabbas@yahoo.com بفرستید با سپاس فراوان
****
درود
ممنون از نظری که در پی نوشته ما در باب کتاب دریچه ای به سوی کیهان دادید. اول از همه بسیار مهم می دانم که اگر احساس توهینی به شما شده است معذرت خواهی کنم. و می دانم نوشته ی بنده هرگز نقد نبوده است. اگر هم آن را شبه نقدی بدانیم هرگز آن گونه که باید و شایسته ی زحمات شما است، منصفانه نبوده است. بنده خود ناراحت شدم زمانی که فرمودید: " البته باور کنید ما آنقدر ها هم بی سواد نیستیم"
در دیدگاه خود هرگز قصد توهین نداشتم. هرچند عقیده دارم از دیدگاه دیگران چنین چیزی خواهد بود (و البته دیدگاه دیگران مطمئنا ارجع است). حال که با دقت بیش تری نگاه می کنم می توانم بپذیرم که متنم به راحتی موجب کج اندیشی می شود و با عرض شرمندگی توهین آمیز می نماید. به این دلیل حتما لحن خود را در نوشتارهای آینده خویش تغییر خواهم داد و ممنون از آنکه موجب توجه ما به این نکته شده اید.
اما نوشته ی زیر عنوان کتاب؛ راستش زمانی که به این جمله با شک نگاه کردیم، رفتیم و در اینترنت و بخش عکس گوگل نام این کتاب را به انگلیسی جست و جو کردیم و در مورد آن چه یافتیم، پنداشتیم که حتما جلد اصلی کتاب به همین شکل است و زمانی که آن را مشاهده کردیم آن جملات (شامل جدید ترین نظریات
هاوکیگ در مورد کیهان، کهکشان ها و سیاه چاله ها) را بر روی جلد اصلی کتاب نیافتیم و به همین سبب آن گونه نوشتیم. (البته اکنون متوجه اشتباهم در گذاشتن عکس در متن اولم شدم زیرا زمانی که متن را نوشتم با زمانی که آن را در وبلاگ گذاشتم حدود یک ماه گذشته بود و متاسفانه آن هنگام دقت لازم را نکردم و حتما تصحیح خواهم کرد)
در مورد بازیابی اطلاعات از سیاهچاله ها آنچه در کتاب بیان شده بود را از آن جا که در گذشته ای نه چندان نزدیک هم ایشان بیان کرده بودند، کتاب را شامل نظریه یی جدید نیافتم.
بعد از مطالعه نظر شما اکنون فکری به ذهنم خطور کرد که شاید منظور شما از بیان کلمه ی "شامل"، "فرا گیرنده" یا "با توجه" یا "در برگیرنده" و یا چیزی شبیه به این ها بوده است و البته درست است که بعضی از این کلمات مترادف یکدیگرند اما به نظر من ممکن است در اذهان یکی موجب کج اندیشی شود و دیگر خیر. که گویا این کج اندیشی برای ما هم اتفاق افتاده و فکر کردیم در این کتاب نظریاتی بسیار جدید از ایشان حداقل در بخشی به فارسی برگردانده و چاپ شده است.
آقای پورعباس عزیز باز هم سپاسگزارم از مواردی که گوشزد کردید و امیدوارم عذر بنده را در مواردی که ناصحیح برخورد کرده ام پذیرا باشید. و در پایان از شما تشکر می کنم و اگر دوباره به دلیل در دست نبودن اطلاعات اشتباهی رخ داده است لطفا بیان بفرمایید.
(صفحه علم روزنامه اعتماد)
آشنایی با سیاره های منظومه شمسی
زحل، عروس منظومه شمسی
امین حمزه ئیان / www.Nutshell.ir
مطمئناً اگر از پشت یک تلسکوپ کوچک حتی در شهرهای بزرگ که همواره آلودگی نوری زیادی دارند به سمت سیاره زحل نگاه کنید آنچنان شگفت زده می شوید که پشت تلسکوپ میخکوب شده و احتمالاً دوست دارید لحظاتی طولانی در تماشای آنچه می بینید، بایستید. مطمئناً این تجربه یکی از ماندگارترین لحظات لذت بخشی خواهد بود که به آسمان شب، این طبیعت زیبا و خارق العاده نگاه کرده اید. شما سیاره یی گرد را در میدان دید خود می بینید و آنچه موجب شگفتی شما خواهد شد حلقه های بسیار زیبای آن است که در اطراف و موازی با استوای سیاره قرار گرفته اند. اکنون آن زیبایی افسون انگیزی را که شما در عکس ها و فیلم ها از این سیاره دیده اید، خودتان با چشمان تان می بینید که لذتی بسیار بیشتر دارد.
زحل (کیوان) ششمین سیاره از مجموع هشت سیاره منظومه شمسی است و آخرین سیاره یی که با چشم غیرمسلح (بدون ابزار رصدی) می توانید در آسمان شب به آن نگاه کنید. همچنین به همین دلیل این سیاره آخرین سیاره یی بوده است که مردمان باستان می شناختند. اولین کسی که حلقه های زحل را مشاهده کرد، «گالیله» (در سال 1610 میلادی) بود اما به دلیل ضعیف بودن تلسکوپی که ساخته بود نتوانست حلقه را تفکیک کند و در واقع تشخیص دهد چنین حلقه های زیبایی در اطراف این سیاره وجود دارند. آنچه او شاهد بود سیاره یی بود که گویی از کناره ها دارای پخ شدگی است. «گالیله» فکر کرد این لبه هایی که از کنار سیاره به بیرون هستند، شاید قمرهایی بزرگ باشند که به دور سیاره می گردند، اما در واقع گالیله به دلیل ابزار رصدی ضعیفش هرگز نتوانست متوجه شود این برآمدگی های کنار سیاره که به قول خودش جرمی شبیه به بادام تشکیل داده است چه می توانند باشند.
زحل از لحاظ بزرگی دومین سیاره منظومه شمسی به حساب می آید و مانند سیاره مشتری، سیاره یی است که همچون یک کره گازی است. این کره گازی عموماً (حدود 97 درصد) از هیدروژن تشکیل شده است، اما راز زیبایی و وجود حلقه ها در زحل (کیوان) چیست؟ سیاره های گازی دیگر منظومه شمسی یعنی مشتری، اورانوس و نپتون همگی دارای حلقه هستند اما این حلقه ها هیچ کدام به اندازه حلقه های زحل نمایان، بزرگ و درخشان نیستند بلکه ما حلقه های دیگر سیاره ها را در شرایط خاصی توانسته ایم از روی زمین یا به وسیله کاوشگران کشف کنیم. حلقه های زحل در واقع از ذره های غبار و یخ های کوچکی در اندازه چند میلیمتر تا چند متر تشکیل شده است. گفتیم اولین شخصی که حلقه های زحل را رصد کرد، «گالیله» بود، اما نتوانست دقیقاً تشخیص دهد آنها چیستند. در سال 1655 میلادی اخترشناسی به نام «هویگنس» توانست با استفاده از یک تلسکوپ بزرگ متوجه شود آنچه «گالیله» از پشت تلسکوپش دیده بود در واقع حلقه یی است که موازی با استوای سیاره قرار دارد و در سال 1675 میلادی اخترشناس دیگری به نام «کاسینی» کشف کرد بین حلقه یی که «هویگنس» کشف کرده است شکافی وجود دارد. اکنون حلقه های زحل به هفت قسمت اصلی تقسیم شده است و هر یک از این قسمت ها دارای حلقه های بی شمار دیگری هستند که ذرات داخل آن همواره به دور سیاره در گردش هستند و هرگز به سطح زحل سقوط نمی کنند.
زحل بعد از مشتری دارای بیشترین تعداد قمر است به طوری که اکنون 47 قمر طبیعی را به دور این سیاره کشف کرده اند. جنجالی ترین قمر زحل، تیتان نام دارد. این قمر دومین قمر بزرگ منظومه شمسی به حساب می آید و جالب آنکه حتی از اولین سیاره منظومه شمسی یعنی عطارد و همچنین از سیاره کوتوله پلوتون بزرگ تر است. آنچه این قمر را جالب توجه می کند وجود جوی است که این قمر را فراگرفته است، زیرا اقمار دیگر منظومه شمسی هیچ کدام دارای جوی خاص نیستند، همچنین وجود عناصری همچون نیتروژن و هیدروژن و عناصری دیگر که پایه هایی برای به وجود آمدن حیات هستند، مواد تشکیل دهنده این قمر است. اما با توجه به دمای پایین این قمر (منفی 180 درجه سانتیگراد) وجود حیات روی آن بعید است اگر چه احتمالات همچنان باقی است، زیرا علم ما در این مورد هنوز به اندازه کافی نیست.
قطر سیاره زحل حدود 9 برابر قطر زمین است و بعد از مشتری پرسرعت ترین سیاره یی است که به دور خود می چرخد، به طوری که هر 10 ساعت و 40 دقیقه یک گردش کامل به دور خود می کند. زحل با توجه به چنین سرعت گردشی به دور خودش سیاره یی است که بیشترین پخ شدگی را در استوا دارد به صورتی که قطر آن در استوا 10 درصد بیشتر از قطرش از قطب به قطب است. این پخ شدگی آنچنان نمایان است که در عکس هایی که توسط کاوشگران گرفته شده است به راحتی مشخص است. زحل با فاصله میانگین 1433530000 کیلومتر در یک مدار بیضی شکل به دور خورشید می چرخد. با توجه به این فاصله و میانگین سرعت گردش 9.5 کیلومتر در ثانیه زحل به دور خورشید، 29.5 سال زمین طول می کشد تا زحل یک دور کامل به دور خورشید بگردد و یک سال زحل را تشکیل دهد. دما در سطح های بالایی ابرهای زحل به حدود منفی 120 درجه سانتیگراد می رسد. سرعت ابرهای زحل در منظومه شمسی بی نظیر است، به طوری که در استوای این سیاره سرعت این توفان ها به 1770 کیلومتر در ثانیه می رسد.

نسخه الکترونیکی "سخنرانی ریچارد فاینمن در هنگام دریافت جایزه ی نوبل" را به زبان فارسی در اینترنت یافتم که سخنرانی ای جالب می باشد. فاینمن فیزیکدانی است که کار های مفیدی در مبحث فیزیک کوانتوم و نسبیت انجام داده است.
البته در نسخه الکترونیکی حاضر در رابطه با فیزیک صحبت نشده است و در رابطه با چیستی و چرایی علم از دیدگاه خویش سخن گفته است. این متن کوتاه الکترونیکی برای درک صحیح تر از علم بسیار جالب و مفید است.
سایت انتشارات الکترونیکی این نسخه
دانلود این سخنرانی
بعد از خواندن صفحات کم متن متوجه می شویم که بسیاری از تفکراتی که در رابطه با علم، امروزه در کشور ما جا افتاده است چگونه خالی از معناست. به طوری که گاه هرگز ما علمی واقعی را در برنمی گیریم.
وضعیت دانشجویان و حتی دانش آموزان امروزی ما در موضوعات علمی مثلا در رشته بنده فیزیک کاملا مشخص است. دانشجو خسته و با هزار درد و بی هیچ شوری پای به کلاس گذاشته و تا لحظه ی فراغت بی تابی می کند. مرگ انگیزه ها چهره ی خود را بر سر کلاس ها به خوبی نشان می دهد. مشخص است بنده هم خسته خواهم شد از ریاضیات و فرمول هایی که هیچ مفهومی از آن را در ذهن ندارم ما تنها می دانیم که کدام اعداد در مسئله به جای کدام حروف در فرمول ها باید قرار گیرند و آنکه کلا از هر جنبه هیچ درکی از مفهوم ها نمی بریم. و هیچ کس از استادان تا مراجع بالا تر دانشگاه هیچ کدام ارزشی مهم نه به علم و نه به علم آموز می گذارند. گاهی با تماشای نزول دانشجویان و صرف شدن بیهوده پتانسیل هایشان در این سرزمین، عذابی همه را فرا می گیرد. این پتانسیل ها گاه در راه رقابت و حسودی هایشان هم بیش از حد هرز می رود.
امین حمزه ئیان
www.Nutshell.ir
غول سیاره های منظومه شمسی مشتری است. این سیاره را با نام های «هرمزد»، «برجیس» یا «ژوپیتر» هم می شناسیم؛ سیاره یی که نسبت به دیگر سیاره های منظومه شمسی از جنبه هایی رکورددار است. مشتری، این بزرگ ترین سیاره منظومه شمسی، یک کره تشکیل شده از گاز است. مشتری بعد از عطارد، زهره، زمین و مریخ در جایگاه پنجمین سیاره منظومه مان قرار دارد. چهار سیاره اول را سیاره های زمین مانند می دانیم زیرا جنسی از خاک دارند اما مشتری و سیاره های بعد از آن، هیچ کدام دارای جنسی همانند زمین نیستند بلکه آنها مانند خورشید از گاز تشکیل شده اند اما همانند خورشید ستاره نیستند و همچنان در قلمرو سیاره ها به حساب می آیند زیرا مانند ستارگان دارای نور و روشنایی نیستند و فرآیند همجوشی هسته یی انجام نمی دهند. اگر بخواهیم روی سیاره های گازی فرود بیاییم هرگز به سطحی مستقل همچون سطح سیاره های سنگی مانند زمین و مریخ نخواهیم رسید بلکه تنها با نزدیک شدن به مرکز سیاره از لایه های مختلف گازی با فشارهای متفاوت عبور می کنیم. اما در مرکز سیاره به دلیل فشار زیاد می توان گاز را به صورت مایع یافت. مشتری سیاره یی گازی از جنس هیدروژن است.
از روی زمین و با یک تلسکوپ مناسب آماتوری می توانیم تصویری شگفت انگیز از مشتری در آسمان شب مشاهده کنیم. لکه یی که ناشی از جریان های سطحی سیاره است به راحتی مشاهده می شود؛ حتی با یک دوربین دوچشمی ساده به راحتی می توانیم رقص چهار قمر را که به نام اقمار گالیله یی معروفند، به دور این سیاره مشاهده کنیم. 400 سال پیش هم زمانی که گالیله تلسکوپ خود را به سوی آسمان نشانه برد برای اولین بار همین اقمار را رصد کرد و ایده خورشید مرکزی را در ذهن خود پروراند.
مشتری آنچنان بزرگ است که زمین در برابرش تنها مانند یک نوزاد است. برای درک بهتر می توانیم بگوییم قطر مشتری 11 برابر قطر زمین است و حجمی برابر 1300 برابر زمین دارد. اما آنچه جالب است آن است که مشتری با این بزرگی همچون فرفره یی غول پیکر آنچنان سریع به دور خود می چرخد که هیچ سیاره یی در منظومه شمسی به این سرعت حول محور خود نمی چرخد. سرعت این گردش (حرکت وضعی مشتری) به صورت یک دور کامل 9 ساعت و 56 دقیقه طول می کشد.
مشتری همچنین رکورددار تعداد قمر در منظومه شمسی است. تا به حال 63 قمر به دور این سیاره کشف شده است. اگر به عکس های گرفته شده از مشتری نگاه کنیم، نوارهایی را در رنگ ها و اندازه های مختلف می بینیم که موازی با استوای سیاره، تمام سطح را پوشانده اند. این نوارها در واقع جریان هایی از گاز است که روی سطح گازی مشتری از گذشته تاکنون وجود داشته اند و هر کدام با سرعت های مختلف و جهت های گوناگون نسبت به یکدیگر در گردشند. در لبه این نوارهای رنگارنگ بر اثر برخوردی که با هم به دلیل اختلاف جهت حرکت و سرعت دارند، اصطکاک ایجاد می شود و موجب پدید آمدن توفان هایی مارپیچی می شوند که نمایان ترین آن را می توانیم در لکه یی قرمز و به بزرگی دو برابر زمین که به نام «لکه سرخ بزرگ مشتری» مشهور است، مشاهده کنیم.
مشتری به دلیل بزرگی، دارای گرانشی قوی است که در جارو کردن تمام خرده سنگ های اطراف خود همانند یک جاروبرقی عمل می کند حتی گاهی ستاره های دنباله داری که از کنار مشتری رد می شدند، به دام جاذبه مشتری افتاده و خرد و تکه تکه شده و بر مشتری سقوط کرده اند. برخی مواقع هم در این اجرام به دلیل جاذبه قوی مشتری انحرافاتی در مدارشان پدید آمده است.
فاصله میانگین مشتری از خورشید 778570000 کیلومتر یا به عبارت دیگر حدود پنج برابر فاصله زمین از خورشید است. با توجه به این فاصله دمای میانگین این سیاره تقریباً منهای 120درجه سانتیگراد است. البته هرچه به مرکز مشتری نزدیک تر می شویم، به دلیل افزایش فشار، دما هم بیشتر شده به طوری که در مرکز این سیاره دما به صورت شگفت انگیزی بالاست. مشتری در مدار بیضی شکل خود به دور خورشید با میانگین سرعت 13 کیلومتر در ثانیه، 12 سال زمینی طول می کشد تا یک دور کامل به دور خورشید بزند. با توجه به جرم مشتری که 318 برابر زمین و چگالی آن 1.4 برابر چگالی زمین است، جاذبه سطحی آن 2.4 برابر جاذبه روی سطح زمین است. به این ترتیب شخصی که هزار نیوتن روی زمین وزن دارد، در مشتری 2400 نیوتن وزن پیدا خواهد کرد. شتاب گریز از سیاره مشتری در سطح بالایی آن 59 کیلومتر در ثانیه (در زمین=11 کیلومتر در ثانیه) است یعنی اگر جسمی با این سرعت از سطح مشتری پرتاب شود دیگر به سطح این سیاره باز نخواهد گشت.
تا به حال کاوشگران زیادی برای بررسی مشتری به سمت این سیاره فرستاده شده اند که موجب کشف میدان مغناطیسی قوی و مشاهده رعد و برق در میان ابرهای مشتری شده است. این کاوشگران علاوه بر بررسی مشتری به اقمار در حال گردش به دور این سیاره هم توجه کرده اند تا جایی که توانسته اند وجود اقیانوس هایی از آب یخ زده که محل خوبی برای تشکیل حیات است و همچنین وجود فعال ترین آتشفشان های منظومه شمسی را بر سطح برخی از اقمار مشتری بیابند.

این کارتون زیبا طراحی آقای داریوش رمضانی است،
که برگرفته از سایت شخصی ایشان به این آدرس است: http://dariushramezani.com

مدت ها پیش کتاب " دریچه ای به سوی کیهان " نوشته ی استیون هاوکینگ و لوسی هاوکینگ را خریده بودم اما فرصتی برای مطالعه پیدا نکرده بودم. تا این که مدتی پیش آن را دوباره در کتابخانه ام کشف کردم. و از نظر گذراندم. از مدت ها قبل اطلاع داشتم که هاوکینگ در حال نوشتن کتابی با دخترش برای کودکان است. و زمانی که آن را در کتاب فروشی یافتم متوجه شدم که جریان این کتاب چیست.
زیر عنوان کتاب نوشته شده است " شامل جدیدترین نظریات هاوکینگ در مورد کیهان، کهکشان ها و سیاه چاله ها " با توجه به پیشینه ای که از زمان آغاز نوشتن کتاب هاوکینگ داشتم مطمئن بودم چنین چیزی امکان نخواهد داشت که ایشان جدید ترین نظریاتشان را در کتابی برای کودکان منتشر کنند. زمانی که مطالعه کتاب تمام شد با دیدی بیش از پیش موشکافانه تر به آن جمله نگاه کردم. آیا مترجمان عزیز با نوشتن این جمله قصد در گول زدن مردم و فروش بیش تر داشته اند؟ نمی دانم اما هر کس می تواند تنها با ورق زدن کوتاه کتاب یا حتی خواندن اطلاعات کتاب که در رده بندی کتاب داستان های کودکان انگلیسی است نظری با عقل خویش بدهد.

دیدن این گونه چیزها با توجه به شرایط موجود هرگز آن چنان شگفت انگیز نیست که باید باشد. زمانی که از طرف شخصی در مقامی خاص بیان می شود از پشت تلویزیون خورشید گرفتگی را نگاه نکنید زیرا برای چشم زیان آور است!! یا سیاره زهره را به عنوان بشقاب پرنده در آسمان ایران جا زده و رسانه ها از این خبر انباشته می شوند و سپس شایعه می شود ارتش آماده باش داده است!! هرگز جایی برای انتظاری نیست.
به طور کلی این کتاب، کتابی جالب است و البته در چند صفحه از نظر علمی، ترجمه ای اشتباه وجود داشت. بد نیست کمی از این گونه منبع های معلوماتی (کاغذی و غیر کاغذی) که کاغذی آن عمدتا به نام کتاب معروف است برای فرزندانمان خریداری کنیم. البته اول باید حتما خودمان در خانه کتابی مطالعه کرده باشیم تا زمانی که این فرزند عزیز (که در آغاز آموختن معلومات است) کتاب را در دستانش می گیرد تعجب نکند که این دیگر چه موجودی می تواند باشد و به چه کاری هایی خواهد آمد؟! این عمل آغازیست برای آنکه تفر از کتاب را به واسطه ی وجود کتاب های درسی ناکارآمدمان، هر چند شاید اندکی در بین فرزندان از بین ببریم.
این مطلب به دلیل انتقاد مترجم از متن در آدرس رو به رو ادامه پیدا کرد: http://nutshell.ir/post-84.aspx
جالب ترین تعریفی که از فلسفه در خاطر خود نگه داشته ام بیان می کند، بخشی مهم از فلسفه اندیشیدن در باب اندیشیدن است. هرچند این تعریف کوتاه و ناقص است اما نکته ای مهم را در برگرفته است. فلسفه و به طور جامع اندیشیدن مسئله ای بسیار با ارزش در کل حیات آدمی است. اگر توان این را داشته باشیم که در هر موردی بیندیشیم آن گاه می توانیم به آسانی در طول کل زندگی خود فردی ایستاده و به روز باشیم. اندیشیدن اکنون دیگر روشی خاص و منحصر به فرد ندارد و ما تنها می توانیم نیش هایی که به ما آسیب خواهند رساند را کشف و از آن ها برای پای گذاشتن به فرای آن ها استفاده کنیم.
آن چه امروز شما را درگیر خود می کند هرگز هدف و مقصدی برای زندگی نیست. این ها تنها بخش هایی از مسیر حرکتتان هستند. با توجه به این نکته باید در خاطر داشته باشیم که هرگز تنها به فراگرفتن اندیشه ی دیگران نپردازیم مگر آنکه تنها این کار را دوست داشته باشیم. آنچه در این میان ارزشمند است ساعتی تامل شما در نهان جمله یا آن چیزیست که حس کرده یا از هر طریقی دریافت کرده اید و سسپس اندیشیدن در مورد معیار های ارزشی و چرایی و چگونگی مسئله ی مورد بحث.
یک روش مفید برای روان کردن سیلی از سوالات به ذهن خویش می تواند این گونه باشد که شما ذهن خود را از ارزش ها و دانسته ها و هر داده ای که از گذشته ی خود دارید پاک کنید. هر چند چنین چیزی به واقعیت نخواهد پیوست اما می تواند راه گشای خوبی برای مسیر حرکتمان باشد. بعد از پاک کردن ذهن، به خود، جهان، ماده، فکر و هر چیزی که وجود دارد و یا نمودی از وجودش را میابید، بنگرید. حال زمان تعجب است. ممکن است حالا دستان و اندام خود و حتی جهان را بیگانه بیابید. لحظه ای شگفت انگیز است و تعجب تمام وجودتان را فراخواهد گرفت.
اولین کتاب خوبی که برای آغاز مطالعه ی فلسفه تا به اکنون یافتم دنیای سوفی نوشته یوستین گردر است. کتاب دیگری که برای اندیشیدن مفید یافتم کتاب فلسفه در عمل (مدخلی بر پرسش های عمده) نوشته ادم مورتون است که از کتاب اول که ساده می باشد، سنگین تر است. اما آنچه بیش از مطالعه ارزش دارد تفکر خودتان است. بعد از آنکه با مطالب مطرح شده فلسفی آشنا شدید معمولا هر کس بنا بر عواملی به سمت نوعی تفکر خاص در باب مسائلی خاص بیش تر تمایل پیدا خواهد کرد. عده ای به ماده و چرایی جهان علاقه دارند عده ای مسائل مربوط به انسان را محور قرار می دهند و یا عده ای سیاست، یا زبان، یا علم، یا خلاق، اجتماع، ادبیات را محور تفکرات اصلی خود قرار می دهند. و هر شخص هم معمولا شخصی خاص از بین فیلسوفان را به عنوان استاد خود برمی گزیند. کتاب ساده و جالب دیگری که در مورد فیلسوفان تا به عصر معاصر وجود دارد کتاب کوچک فلسفه است نوشته گریگوری برگمن است و کتاب مردان اندیشه (پدید آورندگان فلسفه معاصر) نوشته براین مگی می تواند از جنبه های فراوانی بسیار مفید واقع شود.
در زمان های اولیه ی اندیشدن و آغاز پرسش های اصیل فلسفی خود، وارد دنیایی عجیب شده و گویی در فضای آن بدون آن که بندی همراه داشته باشید روان هستید. این آزادی از شکستن عادات و بندهایی که تاکنون داشته اید به دست می آید و آغازیست برای نگاه کردن از درچه ی چشم خود به جهان. گاهی شکستن عذاب آور خواهد شد و گاهی لذت بخش اما این ها همه جزئی از مسیری هستند که می خواهید بپیمایید و آن را تجربه کنید. بعد از رهایی خود، تازه جهانی دیگر را میابید. در این زمان آزادی شما یا به بزرگ ترین گرفتاریتان تبدیل شده و به عبارتی وارد دنیای زنجیر های تغییر ناپذیر شده اید و یا وارد جهانی رها می شوید. شاید هم چیزی بینابین و یا چیزی غیر از آنچه بیان شد.
گاهی شاید برخی از پرسش ها و درگیری های فلسفی گوناگون که دیگران را به خود مشغول کرده است برایتان بی ارزش جلوه کند. اما تجربه نشان خواهد داد که شاید نه خود مسئله بلکه نمود های فراوان آن تاثیری ژرف بر تمام مجموعه بگذارد. تاثیری که پشت آن دنیایی شگفت انگیز، خفته است.
امین حمزه ئیان
از نوشتن به زبان فارسی دل کند. ((( زمان خواندن آخرین نگارشش درگیری اکنون خود را یافتم. دو هفته ای بود می اندیشیدم زبان مادری را کنار گذاشته و تلاشی برای نوشتنی به زبانی دیگر در آینده کنم. تصمیم را گرفتم و چیزی دیدگاهم را کمی تغییر داد. اما واقعیت این است که دیدگاهم عوض نشده است زیرا ماهیت را یگانه یافتم.
این نوشتارهایم در این وبلاگ تنها آزمایشی برای خویش بیش نیست و هیچ ارزش دیگری ندارد. آنچه در لحظه ای پر از اشتباه نگاشته ام را این جا می گذارم و لحظه ای دیگر به آن می تازم. آنچه اصل است یا در ذهن است یا گوشه ای از بیت ها و یا در جمعی از کاغذ ها.
اما همین نوشتارهای کم ارزشم آنگاه که قسمت دیدگاه ها باز بود، اگر دیدگاهی بود جنجالی توهین آمیز نثارم می کرد. و آنگاه که لب گشادم و دیگران دیدند آن چه را که همیشه سکوت بود، بانگ هایی برای تخریبم ساختند. هر چند هنوز هیچم در این میان ولی این ملت را نظارگر باش که برای کوچکی چگونه یاوه سرایی می کنند!!
مدتیست تصمیم خود را گرفته ام. من هم می روم. اما اکنون نه تنها از نبشته، بلکه وجود خود را هم خواهم برد. من هرچه در توان باشد زود تر رخت بر خواهم بست. )))
بدانید و این بار این ذهن مریض را گول نزنید. ما مریضیم. ما از خالی بودن رنج می بریم. و اکنون زندگیمان، باور کنید که تنها و تنها به خاطر تپیدن ماهیچه ای لزج نام زندگی گرفته است.
عده ای با امید بازگشتند. آنان با امید بازگشتند اما اکنون می شنوی که زیر لب به تو می گویند: تنها مواظب باش تا زیر پایت را خالی نکنند !!!
تا به کی سردرد های عذاب آور همیشگی به شوند مردمی که هر روز باید چشمانم را با کاردهایشان خونین کنند؟
درد است تماشای رفتن دوستان. هرچند شما را ارزشی نیست برای آدمی، برای اندیشه ای دیگر برای نگاهی تازه برای آنچه زندگی می نامید؛ و آن هم از میان خویش!!
او، من، و دیگران نه اولی هستیم و نه آخری. گذشت زمان فغان زدن. اما اینان را بین که حتی مرگ ظالمانه ی برادرشان برایشان هیچ است. در این جا از آدم بودن خویش خجلم.
پی نوشتی (که نیست): (1_بیش تر متن را به دور انداختم 2_عده ای حق دارند زیرا در ستمند 3_همه یکسان نیستند 4_تناقض یافتید! این کار من است 5_من در متن تنها من نبودم 6_درک می کنم 7-کار ذهن نیست سنگ برداشتن، نترس ایران به پا نیست)

" تنها چیزی که از من دلجویی می کرد، امید مرگ بود. فکر زندگی دوباره، مرا می ترساند. خسته می کرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می کردم، انس نگرفته بودم... حس می کردم، این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدم های بی حیا، پر رو، گدامنش معلومات فروش، چاروادار و چشم و دل گرسنه بود. برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین ... مثل سگ گرسنه، جلوی دکان قصابی که برای یک تکه لثه، دم می جنباند، گدایی می کردند و تملق می گفتند نه، من احتیاجی به دیدن این همه دنیای قی آور و این همه قیافه های نکبت بار نداشتم."
احتیاجی به زیاده گویی نیست؛
دریافت نسخه (کتاب) الکترونیکی "گزارش خودکشی صادق هدایت":